" دوستت دارم "

شبانگاهان صداي مهیبی در شب سکوتم را با ترنم هاي پر دردش فزوني داد صداي وحشتناک از يک زخم بر قلبی ندا مي داد زخم قلب از براي لانه اي خاموش و تاریک پي بالي شکسته از براي جوشش يک روح بود کز عمق جان اشک او لبريز شد قطره اي اشک در فضا لغزيد درخت جوانیش خشکو بی جان شد شاخه هایش در هم شکست که ناگهان بغضم سکوت سينه ي شب را شکست ناگهان اشکم بارید

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 13:40  توسط دوست دار عشق
|











زيباترين كلمه؟...... عشق
زشت ترين كلمه؟....بي وفايي
پاك ترين كلمه؟.................اشك
بي همتاترين كلمه؟............تنهايي
بي معناترين كلمه؟.......جدايي
جذاب ترين كلمه؟....آشنايي












این راه چیست؟
راه عشق است
راهی که من در آن گم گشتم
من در تنهایی و در راه عشق خود گم گشتم
راهی بی پایان راه بی برگشت
ای پناه بی پناهان مرا یاری کن
مرا یاری کن
°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_______________
~~~~/____________________\~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.....











ای کاش برای آخرین بار دستان تو را در دستم لمس می کردم
ای کاش یک بار دیگر در چشمان همچون دریایت نگاه می کردم
ای کاش برای آخرین بار حس تو را در مورد خود می دانستم
ای کاش برای اولین بار سر روی شانه های پر مهرت می گذشتم
ای کاش در کنارم می ماندی و مرا تنها نمی گذاشتی

و ای کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتی
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط دوست دار عشق
|
سلام دوستان عزیزم ممنونم که سر زدین اما شرمنده که دیر به دیر به روز رسانیش می کنم
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 11:53  توسط دوست دار عشق
|




دوستت دارم منو با دادن نظر دوست داشته باش ................


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 7:42  توسط دوست دار عشق
|
زندگي يك گل سرخ است پر ازعطر پرازخار پرازبرگ لطيف يادمان باشد اگر گل
چيديم عطر وخار وگل وبرگ همه همسايه ي ديوار به ديوار همند
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 6:1  توسط دوست دار عشق
|
عشق آمد و خيمه زد به صحرای دلم
زنجير وفا فکنده در پای دلم
عشق اگر به فرياد دل ما نرسد
ای وای دلم وای دلم وای دلم

اصلا به من چه عشق برو گم شو از دلم
منشين مثال آينه دق مقابلم
عمری ز عشق تو من سوختم ولی چه سود
که حالا از عشق تو من غرق مشکلم

دوستت دارم ای بهترینم


بیخیال از این که من پای عشقت جون می دم
بیخیال از این که من پای عشقت جون می دم
بدون این رو یه روزی عشق و بهت نشون میدم
بیخیال از قصه مرگ صدام
بیخیال از اینکه بارون چشام
بیخیال ازاین شکار دل تو
هدفش گم شده این تیر نگاه
بیخیال از این که من پای عشقت جون می دم
بدون این رو یه روزی عشق و بهت نشون میدم
بدون از دوریت نمی گیره دلم از دل سرد تو میمیره دلم
رو دلم این همه سنگینی نکن روزای خوبمو بارونی نکن
بیخیال از این که من پای عشقت جون می دم
بدون این رو یه روزی عشق و بهت نشون میدم
نمی گم سنگ دلت می دونم تنگ دلت

نون . پایان قصه م را عوض می

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 5:55  توسط دوست دار عشق
|
دوستت دارم 
lo3_bo3
منو ادد کنید
دو عاشق


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 13:31  توسط دوست دار عشق
|


در دل من کسی است
که تا درخشش آخرین ستاره
تا پژمردن آخرین گل 
و فرو افتادن آخرین برگ
دوستش دارم ......
اینو هیچ وقت فراموش نکن:
تو فرشتــــــــه روشنی شبهای تاریک منـــی
دوستت دارم
تقدیم به شما
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 13:26  توسط دوست دار عشق
|
خیلی دوست دارم......................................... (محمد)
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 12:36  توسط دوست دار عشق
|
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 13:50  توسط دوست دار عشق
|

دوست دارم
من تو را تا بی کرانها
من تو را تا کهکشانها
از زمين تا آسمانها
دوست دارم می پرستم
من تو را همچون اهورا
من تو را همچون مسيحا
همچون عطر پاک گلها
دوست دارم می پرستم
من تو را با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تمام تار و پودم
من تو را با لحظه های انتظارم
عاشقم با اين نگاه بی قرارم
من تو را همچون پرستو
ياسمن ها،نسترن ها
من تو را با هر چه هستی
دوست دارم می پرستم
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 12:51  توسط دوست دار عشق
|
وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو
دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
با تموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم
هربلایی سرم اومد همه زجر ی که کشیدم
همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم
هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تورو دیدم
تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم
اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپرد ی
بدون این که دل من شده جادو به طلسمت
یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت

سکوت تنهایــــــــــی ام را تو بشکن : با زمزمه هات
با ترانه هات، با هیــاهوی خنده هات،با آوای کلمــــات،
با گرمای دستات،با نور دیدگانت،با هیاهوی شادی هات
بشکــــــن و خورد کن سکوت تنهایی ام را .
بگــــــــذار انعکاس آن چیزی با شد جز تنهایی..........
بگــــــــذار آن بر گشت تو باشی............

يكي ميگفت كاش زندگي هم مثل سينما بود. وقتي صحنه يك مرگ چيده ميشود، پس از پايان صحنه همه برميخيزند، لباسشان را ميتكانند و با خنده و رضايت ميروند چاي مينوشند. زندگي واقعي هم كاش شبيه سينما بود. زندگي اما مثل سينما نيست.

چقدر دست نیافتنی است
راز بي پايان چشمانت...
سفر به عمق نگاهت...
در چشمانت چه پنهان كرده اي
كه معناي سنگين نگاهت
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 8:29  توسط دوست دار عشق
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 13:42  توسط دوست دار عشق
|
به گورستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله با خاک میگفت
که این دنیا نمی ارزد به کاهی

در دایره ی قسمت ، ما نقطه ی پرگاریم ...
لطف آنچه تو اندیشی ... حکم آنچه تو فرمایی ...
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:6  توسط دوست دار عشق
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 15:28  توسط دوست دار عشق
|
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________**** _______
___***____***____***__ *** ____
__***________****_______***____
_***__________**_________***___
_***_____________________***___
_*** _________محمد_______***___
__***___________________***____
___***_________________***_____
____***_____LOVE ____ ***______
______***___________***________
________***_______***__________
__________***___***____________
____________*****______________
_____________***_______________
قسمت عشـــقولانه 
دوستار عشق 






عشق
به کودکی گتند: عشق چیست؟ گفت: بازی.
به نوجوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: رفیق بازی.
به جوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت.
به پیرمردی گفتند: عشق چیست؟ گفت:عمر.
به عاشقی گفتند: عشق چیست؟
چیزی نگفت: آهی کشید و سخت گریست.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 14:22  توسط دوست دار عشق
|

نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم
زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم
به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم
سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟
آشناییم با شعور؟
و جداییم با غم؟
یا غرق در غرور؟
چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو
چیزی مثل خیال یه آرزو...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 13:53  توسط دوست دار عشق
|
_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@
______@
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 14:55  توسط دوست دار عشق
|
+ نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 17:7  توسط دوست دار عشق
|